تبلیغات
قوانین و تکامل هستی

قوانین و تکامل هستی
قرآن کریم: وَ یُسَبِّحُ لِلا لله ما فی السَّمواتِ وَ ما فی الاَرضِ: هر آنچه در آسمان و زمین است ذکر خدا را می‌گوید 
قالب وبلاگ
نویسندگان

.


طنز جالب و خنده دار حاضر جوابی

مجموعه ای از حاضر جوابی و فن پاسخ دادن سریع را در زیر مطالعه کنید و بخندید:

 

مردی بطور مسخره به مرد ضعیغی الجسمی گفت تو را از دور دیدم فک کردم زن هستی و آن مرد جواب داد منم تو را از دور دیدم فکر کردم مرد هستی.

چرچیل وزیر چاق بریتانیا به برناردشو که وزیر لاغری بود گفت هرکس تو را ببیند فکر میکند بریتانیا را فقر غذایی فرا گرفته است . برناردشو جواب داد : و هرکس تو را ببیند علت این فقر را میفهمد .

ملا نصرالدین وارد روستایی شد و یکی از اهالی به او گفت ملا من تو را از طریق الاغت میشناسم و ملا جواب داد : اشکالی ندارد چون الاغها یکدیگر را خوب میشناسند.

مردی به زنی گفت تو چقدر زیبا هستی. زن گفت کاش تو هم زیبا میبودی تا همین حرف را بهت میگفتم . مرد گفت اشکالی ندارد تو هم مث من دروغ بگو.

زوج جوانی در کنار هم نشسته و دختره شدیدا غمگین است. شوهرش بهش گفت : تو دومین دختر زیبایی هستی که توی عمرم دیدم. و دختر با حالت تعجب پرسید پس اولیش کیه؟ شوهر گفت : خودت هستی وقتی تبسم روی لب داری

زنی روستایی با چهار الاغش از مسیری عبور میکرد که دوتا جوان با تمسخر بهش گفتند صبح بخیر مادر الاغها و زن سریعا جواب داد صبح شما هم بخیر فرزندان عزیزم

پیرمردی که از کهولت سنش کمرش قوس شده بود از مسیری عبور میکرد جوانی از روی تمسخر گفت پبرمرد این کمان را به چند میفروشی ؟ پیرمرد جواب داد اگر خداوند عمرت را طولانی کرد کمان مجانی بهت میرسد .

مردی در روزهای دور با کاروانی به مکه می‌رفت، که جمعی از دزدان به کاروان آنها هجوم آوردند؛ یکی از دزدان گفت: ما حتی توی شلوار شما را می‌گردیم که مبادا چیزی در آن پنهان کرده باشید. مرد جواب داد:  بیایید بگردید، هر چه در شلوارهای ماست مال شما..

روزی چرچیل از کوچه باریکی که فقط امکان عبور یک نفر را داشت رد می شد که از روبرو یکی از رقبای سیاسی می رسد بعد از اینکه کمی زیر چشم با هم نگاه می کنند رقیب می گوید من هیچوقت خودم را کج نمی کنم تا این آدم احمق از کنار من عبور کند
چرچیل در حالیکه خودش را کج می کرد وگفت ولی من این کار را می کنم !

یکی از پسرهای همکلاسی در جمعی از دانشجویان داشت از خودش تعریف می کرد و ضمن صحبت هایش گفت:” شخصیت و متانت همین طوری از من می ریزد.” بلافاصله گفتم:” فکر کنم همه اش ریخته!!”




طبقه بندی: بیایید تو یه کم بخندیم،
برچسب ها: طنز جالب و خنده دار حاضر جوابی، مطالب خنده دار و طنز، حاضر جوابی، طنز حاضر جوابی، جک حاضر جوابی، لطیفه حاضر جوابی، جک،
[ چهارشنبه 6 خرداد 1394 ] [ 06:52 ب.ظ ] [ مجید کشتکار ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ


بارالها...
از كوی تو بیرون نشود پای خیالم
نكند فرق به حالم
چه برانی،چه بخوانی
... چه به اوجم برسانی
چه به خاكم بكشانی
... نه من آنم كه برنجم
نه تو آنی كه برانی..
نه من آنم كه ز فیض نگهت چشم بپوشم
نه تو آنی كه گدا را ننوازی به نگاهی
در اگر باز نگردد...
نروم باز به جایی
پشت دیوار نشینم چو گدا بر سر راهی
كس به غیر از تو نخواهم
چه بخواهی چه نخواهی
باز كن در كه جز این خانه مرا نیست پناهی

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :